ابراهيم عاملي ( موثق )
420
تفسير عاملي ( فارسي )
و از اسكندر پرسيدند كه پدر بر تو بيشتر احسان كرد يا استاد ؟ گفت : استاد رنج تربيت من برد ، ولى پدر ميل خود به كار برد و من را گرفتار كرد ، و اين سخن مشهور است : بهترين پدرها معلَّم است . و جواب از سخن ابو العلاء و مانند او اين است بالاترين خيرات و خوشيها كه آدمى فرض كند همان سرپرستى پدر و مادر است در هنگام كوچكى براى آدمى و هم رنج آنها در اين كار بر خودشان . « فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ » 23 طبرى : يعنى كلمه ى « افّ » به آنها مگو كه كنايه است از دلگيرى و ملامت خاطر در برابر آنچه از آنها ديده شود موجب اذيت باشد بلكه صبر كن و مزد آن را از خدا بخواه همانطور كه آنها در كوچكى تو در برابر همه چيزت صبر كردند . مجاهد گفته است : يعنى اگر به آن اندازه ى پيرى برسند كه نتوانند از فشار درون خوددار باشند و پليدى كنند ، تو از آن كراهت مدار و پاك كن كه آنها در كوچكى تو با تو چنين ميكردند . مجمع : از امام علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام روايت شده است كه پدرم از پدر بزرگم امام صادق عليهما السّلام روايت كرد : اگر كلمه اى مختصرتر از « افّ » ميبود براى جلوگيرى از خشونت با پدر و مادر البتّه آن كلمه گفته ميشد . و در روايت ديگر است كه كمترين درجه ى عقوق والدين و نافرمانى و اهانت به آنها گفتن اين كلمه است ، و اعراب مثلى دارند « ابرّ من النّسر » يعنى از كركس نكوكارتر است چون ميگويند كركس كه پير شد و پى روزى نتوانست رفت بچه هايش او را غذا ميدهند و كلمه ى « افّ » چند قرائت شده است . « 1 » « وَلا تَنْهَرْهُما وَقُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً » مجمع : يعنى سخنى كه موجب دلگيرى آنها شود مگو . و طبرى از ابى الهداج نقل كرده است كه به سعيد بن مسيّب گفتم : دستورهاى قرآن را براى پدر و مادر فهميدم مگر معنى « قولا كريما » را ، گفت : يعنى
--> ( 1 ) ابن عامر و يعقوب خواندند « افّ » بفتح فاء مشدّد بىتنوين ، و اهل مدينه و حفص « افّ » بكسر فاء مشدّد و تنوين ، و باقى قراء « افّ » بكسر فاء مشدّد بىتنوين . و همين اختلاف نيز در سورهء احقاف در اين كلمه هست ( مصحّح ) .